پیش‌نیازهای برنامه‌ریزی توسعه در ایران

پیش‌نیازهای برنامه‌ریزی توسعه در ایران

مقدمه

توسعه از مفاهیم سهل و ممتنعی است که هر کس مطابق علائق خود آن را معنا می‌کند و همچون دیگر مفاهیم علمی،‌ با پیشرفت دانش و چالش‌های نظری و عملی صورت گرفته پیرامون آن، روندی تکاملی را طی نموده است.

 

تودارو توسعه را اینگونه تعریف کرده است: «توسعه را باید جریان چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای محلی و نیز تسریع رشد اقتصادی،‌ کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است. توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی،‌ هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته‌های افراد و گروه‌های اجتماعی در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است سوق می‌یابد

 

به عبارت دیگر، می توان گفت که توسعه (development) از معنای لغوی آن فاصله گرفته و به معنای گذار از وضع نامطلوب به وضع مطلوب اطلاق می‌شود. همین امر پای قضاوت‌های ارزشی به توسعه را باز می‌کند و متناسب با اینکه وضع مطلوب چیست تلقی‌ها از توسعه متفاوت می‌شود.

 

سوالات مهم و کلیدی

هر سیاستگذار قبل از تدوین سند برنامه توسعه باید تکلیف خود را با سوالات زیر معلوم کرده باشد:

منظور از توسعه چیست؟

آیا برنامه ریزی برای توسعه ضرورت دارد؟

آیا برنامه ریزی برای توسعه امکان دارد؟

 

***

یک برنامه توسعه چه ویژگی های کیفی باید داشته باشد؟

یک برنامه توسعه چه ویژگی های کمی باید داشته باشد؟

یک برنامه توسعه چه ویژگی های ساختاری باید داشته باشد؟

 

***

چه نهادی باید برنامه توسعه را تدوین کند یا در تدوین آن مشارکت کند؟ (رهبری، دولت، مجلس، مجمع و …)

 

چه نهادی باید بر اجرای برنامه توسعه نظارت کند یا در نظارت بر آن مشارکت کند؟ (مجلس، مجمع، رهبری، دانشگاه و …)

 

رابطه برنامه توسعه با برنامه‌ریزی بخشی، منطقه‌ای، آمایشی، الگوی اسلامی – ایرانی، نقشه جامعه علمی و … چگونه باید تنظیم شود؟ چه نهادی باید تنظیم کند؟

 

مطالعات لازم و ضروری برای تدوین سند برنامه توسعه در کشور

سیاستگذار قبل از تدوین سند برنامه توسعه باید موضوعات زیر را مطالعه کرده و پاسخ جامع و قانع‌کننده یافته باشد:

 

سیر مفهوم برنامه‌ریزی در دنیا» و تاثیر آن در نظام برنامه‌ریزی کشور و «تجربه کشورهای مختلف دنیا در زمینه برنامه‌ریزی»؛

 

برسی تاریخی سیر تصویب برنامه‌های توسعه در ایران»: تا نگاه روشنی از افراد و نهادهای دست اندر کار طراحی و تصویب برنامه‌ها و درک یکسانی از شرایط اجتماعی و سیاسی بسترساز تدوینِ قوانین توسعه حاصل شود.

 

مطالعه اسناد پشتیبان و مشروح مذاکرات برنامه‌های عمرانی و توسعه قبلی»: برای شناسایی «مسائل مطرح در برنامه‌های توسعه کشور» تا بتوان به این سوال پاسخ داد که در نزد طراحان و تصویب کنندگان برنامه‌های توسعه کشور، چه دغدغه‌هایی وجود داشته و چه مسائلی در نزد آنها جزء اولویت های کشور بوده است که سبب تولد چنین قوانین و برنامه‌هایی شده است. آیا آن دغدغه‌ها همچنان پابرجاست؟ اگر آری، چرا برنامه‌های توسعه قبلی نتوانسته بر آن مشکلات فائق آید؟

 

پس از این مطالعات، ضروری است به این سوال پاسخ داده شود که «نظام کنونی برنامه ریزی در کشور چه کاستی‌هایی دارد و نظام مطلوب برنامه‌ریزی در ایران چیست؟». با طراحی این نظام، نقش قوه مقننه و قوه مجریه و سایر نهادهای مرتبط در نظام برنامه‌ریزی کشور معلوم خواهد شد و می‌توان به این سوال‌ها پاسخ داد که:

 

* آیا قانون برنامه و بودجه ۱۳۵۱ همچنان کارایی لازم را دارد؟

 

* رابطه برنامه توسعه با قوانین و اسناد دیگر چه گونه باید باشد؟

 

* آیا برنامه توسعه باید قانون باشد؟

 

* «آیا قوه مقننه حق دخالت در مفاد برنامه‌های توسعه را دارد و یا تنها وظیفه تصویب سیاست‌ها و راهبردهای برنامه را دارد و تعیین محتوای برنامه‌ها بر عهده قوه مجریه است؟»

 

آیا برنامه‌های پنج ساله توسعه (طبق قانون برنامه و بودجه سال ۱۳۵۱) متناسب با قانون اساسی مشروطه (و نظام شاهنشاهی) نبود و در دورانی که دولت‌ها چهار ساله بر سر کار می‌آیند، برنامه‌ریزی پنج‌ساله اجرایی است؟»

 

*آیا در شرایطی که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی هر کدام از روسای جمهور با شعارها و برنامه‌های مشخصی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کنند و با تکیه بر آن برنامه‌ها به قدرت می‌رسند، برنامه کشور می‌تواند چیزی جز همان برنامه‌های رئیس جمهور منتخب باشد؟»

 

بعد از پاسخ جامع،‌ سازگار و شفاف به سوالات مذکور است که می‌توان فرایند «برنامه‌ریزی توسعه» در کشور را اجرایی کرد.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *