توسعه از مسیر تاریخ

توسعه از مسیر تاریخ

پنجمین همایش سالانه مرزهای دانش اقتصاد توسعه، با عنوان «دولت توسعه‌گرا، پیوند خردورزانه اقتصاد و سیاست» در دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد. در این همایش که به مناسبت چهاردهمین سالگرد درگذشت دکترحسین عظیمی، برگزار می‌شد، اندیشمندانی چون علی رضاقلی، ابوتراب طالبی، بایزید مردوخی، حسین راغفر، فرشاد مومنی و… در دو پنل با عنوان‌های «دولت و اقتصاد سیاسی ایران» و «اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز» سخنرانی‌ کردند.

به گزارش ایدنا به نقل از ایران آنلاین توسعه از مسیر تاریخ عنوان سخنان علی رضاقلی نویسنده کتاب‌های جامعه‌شناسی خودکامگی و جامعه‌شناسی نخبه‌کشیدر این همایش بود.
اقتصاد و سیاستی که از یکدیگر منفک باشند، وجود ندارد، آنهایی هم که نظریه‌پردازی می‌کنند و می‌خواهند اقتصاد را خالص ببینند، ناچارند از مسائل بسیاری صرف‌نظر کنند. اقتضائات سیاسی، تاریخی و فساد ایران و البته از همان ابتدایی که بشر حکومت تشکیل داد، نشان می‌دهد، نظم‌ و ‌امنیت رانت‌ها را افزایش می‌دهد و خشونت آن را کنترل می‌کند. رانت‌ها هم اشکال متفاوتی دارند، مطالعه تاریخ نشان می‌دهد، بشر برای کنترل خشونت به منابع اقتصادی نیاز داشت و برای منابع اقتصادی باید اقتصاد را دست‌کاری می‌کرد؛ حالا یا از راه مالیات یا از راه‌های دیگر تا بتواند منابع اقتصادی لازم را فراهم کند تا از راه آن خشونت را کنترل کند؛ یعنی باید نظمی ارائه شود، سپس قانون و بعد از آن تولید را افزایش دهند؛ با تولید، راه افزایش پیدا می‌کند؛ این فلسفه وجودی دولت‌هاست. از زاویه دیگر هم دولت‌هایی هستند که آمده‌اند، نقش راهزن سیار را ایفا کرده‌اند و برخی دیگر نقش راهزن ساکن را؛ راهزنان سیار دوقسمی هستند؛ یعنی دو چهره دارند؛ یکی برای کنترل خشونت، ارائه نظم، تأمین رفاه، افزایش تولید و چهره دیگر این است که دریافتی‌های خودشان را افزایش دهند.سازمانی که به‌عنوان دولت تشکیل می‌شود و افرادی که در آن جمع می‌شوند، یک‌سری اهداف جمعی دارند و یک‌سری اهداف فردی. اگر اهداف فردی آنها کنترل و بر آن نظارت دقیق نشود، قراردادها به‌سوی خوداجرائی نرود، رفتار فردی این افراد به‌شدت رانت‌خوارانه می‌شود و هرکجا که بتوانند، به هر منبعی و با هر‌عنوان دست پیدا کنند و برای خودشان مصادره می‌کنند. این رانت هم همان غارت و مصادره قدیم است و امروز نام رانت گرفته است.
تاریخ ایران فرایندهای مختلفی را در یک نظم دسترسی محدود پشت‌سر گذاشته، اما در آن گسست حاصل نشده است که از یک نظم ساختاری به نظم ساختاری دیگری برود. درنتیجه رخدادهای گذشته تداوم پیدا می‌کند، ولی با اسامی، افراد و اشکال مختلف؛ برای نمونه اگر می‌خواستند به گروهی رانتی بدهند، یک تکه زمین یا یک منبع اقتصادی دیگر در اختیار آنها می‌گذاشتند تا با این رانت کنترل خشونت و رانت‌خواری خودشان را انجام دهند؛ اما امروزه تکه‌زمینی به آن شکل وجود ندارد که تقسیم شود؛ پس فرایندهای آن می‌تواند تغییر کند، اما گسست از تاریخ وجود ندارد و همان موضوع وجود دارد.اگر فردی بخواهد اقتصاد سیاسی را در ایران مطالعه کند؛ جز از مسیر تاریخ امکان‌پذیر نیست. فهم معضل گذار، فهم پیچیدگی‌های تعاملی‌ است که انسان‌ها با یکدیگر دارند. آنگاه که تاریخ را مطالعه کنید متوجه می‌شوید، خصوصی‌سازی چه معنی‌ای می‌دهد؟ چه کسانی آن پشت جمع ‌شده‌اند؟ می‌خواهند چه‌چیزهایی را بردارند؟ وقتی خوب همه‌چیز را بردند و هیچ نماند، بانک را به ورشکستگی می‌کشانند؛ بعد که هیچ کدام از اینها نماند، دولت دوباره آنها را می‌خرد و ملی می‌کند؛ دوباره اینها را از منابع مردم درست می‌کنند و این چرخه ادامه دارد… .

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *