نقش توسعه روستایی در رسیدن به اهداف توسعه ملی

نقش توسعه روستایی در رسیدن به اهداف توسعه ملی

روستا مبدأ پیدایش بسیاری از تحولات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بوده و توسعه نظام مند آن بر پایه تلفیق دانش بومی و رسمی قادر به بسترسازی توسعه همه جانبه کشور خواهد شد.

 به گزارش  ایدنا به نقل از خبرگزاری علم و فناوری از گیلان؛ توسعه روستایی نقش مهمی در رسیدن به اهداف توسعه در سطح ملی دارد. به گونه ای که بسیاری از صاحبنظران، توسعه روستایی را موتور محرکه توسعه در کشورهای جهان سوم به خصوص در مراحل اولیه توسعه دانسته و دستیابی به آن را ضرورتی اجتناب ناپذیر می دانند.

بررسی نتایج طرح های توسعه روستایی و کشاورزی در نیمه دوم قرن بیستم نشان می دهد که برخی از این طرح ها از موفقیت و پایداری چندانی برخوردار نبوده اند و یا اینکه با شکست مواجه شده اند. عدم موفقیت این طرح ها به علت استفاده نکردن از دانش و اطلاعات کاربردی و در نظر نگرفتن انتظارات روستائیان و مشارکت ندادن آنها در اجرای طرح های توسعه بود، زیرا که میزان اثرگذاری یک طرح بیش از جنبه علمی آن، به جایگاه فرهنگی و مطابقت آن با آداب و رسوم محلی منطقه بستگی دارد.

پژوهشگران دریافتند که باید دانش ارزشمند و گران بهایی که روستائیان حاملان آن هستند را در تفکر، سیاست گذاری، برنامه ریزی و تصمیم گیری های اجرایی خود و به عبارت بهتر در فرآیند توسعه پایدار بگنجانند. این نوع از دانش تحت عنوان دانش بومی که جزء قابل توجهی از سرمایه های دانشی جامعه انسانی محسوب می شود، حاصل سال ها تعامل گذشتگان با طبیعت و تجارب آنان در زمینه زندگی و بهره گیری از طبیعت بوده که نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شده است.

با معرفی ارزش دانش بومی و ارائه راهکارهای مناسب در زمینه کاربرد آن در سیستم های کنونی کشاورزی می توان علاوه بر توسعه یافتگی، پایداری طبیعت را نیز به همراه داشت. توسعه یک جانبه کشاورزی بدون در نظر گرفتن تجارب محلی و عدم کاربرد آن در طرح ها ثمره ای جز تخریب محیط زیست و عدم موفقیت در پروژه های تحقیقاتی و توسعه روستایی نداشته است.

لذا بکارگیری الگویی مناسب و کاربردی جهت توسعه پایدار کشاورزی نیازمند تعامل دو جانبه بین دانش مدرن و دانش قدیمی است که در راه نیل به این هدف، شناخت جنبه های مختلف و کاربردی دانش بومی و ارتباط آن با کشاورزی پایدار ضروری به نظر می رسد.

یکی از دلایل اصلی بی توجهی به دانش بومی در کشورهای جهان سوم نادیده گرفته شدن دانش و اطلاعات مردم این کشورها توسط کشورهای استعمارگر بود، که پس از آزادی آنها از قید نظام های استعماری کشاورزی و ترویجی، لزوم توجه به این دانش در بین سیاستمداران و دانشمندان این کشورها افزایش یافت.

در اواسط دهه ۱۹۸۰ نگرش جدیدی با نام ”اولویت بخشی به کشاورز“ مطرح شد که تا حد زیادی توانست زمینه ساز توجه به دانش بومی شود. قبل از تبیین دقیق این نگرش، تصور بر آن بود که توسعه نیازمند مدیریت افراد خارج از نظام روستاست ولی در دو دهه اخیر استفاده از دانش مردم، در فرآیند توسعه به صورت کاربردی مطرح شده و دانش آنان به عنوان پلی ایدئولوژیکی بین بخش های کشاورزی جدید و سنتی به کمک محققین و برنامه ریزان توسعه آمده است.

تعریف و مفهوم دانش بومی

به رغم افزایش روزافزون توجه به دانش بومی توسط نهادهای علمی و دانشگاهی و مؤسسات تحقیقاتی هنوز درک واحدی از مفهوم دانش بومی حاصل نشده است. تعاریف ارائه شده اساساً با یکدیگر ناهمگون نیستند، بلکه در ابعاد و جنبه های متعددی همپوشی دارند.

دانش بومی در منابع گوناگون معادل این اصطلاحات به کار رفته است: دانش بومی (Indigenous Knowledge)، دانش محلی (Local Knowledge)، دانش سنتی (Traditional Knowledge)، دانش اکولوژیکی سنتی و نظام های مدیریت (Traditional Ecological Knowledge and Management Systems) ، دانش مردم روستایی و کشاورزی (Farming Knowledge).

تعاریف متعددی از دانش بومی ارائه شده که در اغلب آنها، واژهایی نظیر نظام های دانش بومی، دانش فنی بومی، بوم شناسی یا علم قومی، علم محلی، علم سنتی و علم روستایی به چشم می خورد. هر چند که واژه های متفاوتی برای معرفی دانش بومی به کار برده شده است، ولی نکته قابل توجه آن است که در اغلب جوامع روستایی هر منطقه، دانش ژرف و دقیقی وجود دارد که به شناخت موقعیت های فرهنگی و محیط های اجتماعی این جوامع مرتبط می شود.

به نظر می رسد که عبارت ”دانش مردم روستایی“ از میان دیگر تعاریف گویاتر باشد. منظور از مردم روستا، کشاورزان و خریداران نهاده ها و فروشندگان محصولات کشاورزی و غیره است. کلمه مردم در عبارت فوق الذکر بر این نکته تأکید دارد که این دانش در سینه مردم وجود داشته و کمتر مکتوب شده است.

دانش بومی به عنوان شیوه یادگیری، فهم و نگرش به جهان که نتیجه سال ها تجربه و مسئله گشایی بر اساس آزمون و خطا است، تعریف شده و منحصر به یک فرهنگ مشخص و یا جامعه معین است. به نظر می رسد که تعریف مذکور جامع تر از بعضی تعاریف دیگر است زیرا در بر گیرنده نگرش مردم نسبت به جهان می شود. این تعریف حاوی عناصر ایدئولوژیک و فلسفی نظام دانش بومی است. دانش بومی از برخی جنبه ها منحصر به فرد است زیرا دانشی است که در پاسخ به طبیعت و شرایط و موقعیت های انسانی در یک محیط محدود به وجود آمده است.

دانش بومی با دانش علمی که توسط دانشگاه ها و مجامع علمی و تحقیقاتی ایجاد شده، تفاوت دارد. این دانش مبنایی برای تصمیم گیری های محلی در زمینه کشاورزی، بهداشت، تهیه و تبدیل مواد غذایی، آموزش، مدیریت منابع طبیعی و فعالیت های متعدد دیگری در سطح جوامع روستایی است.

به طور کلی دانش بومی در چهار حوزه فعالیت های مزرعه ایی، دانش مربوط به محیط، توان و استعدادهای مردم بومی و آزمایش های مردم بومی تقسیم بندی می شود.

دانش بومی مجموع تمام دانش ها و مهارتهایی است که مردم در یک ناحیه جغرافیایی و تقریباً در یک شرایط زیست محیطی آن را دارا بوده و به نسل های بعدی منتقل می شود و افراد نسل جدید هر کدام با آن سازگار شده و به آن می افزایند.

تاریخچه دانش بومی در جهان

تاریخ دانش بومی همزمان با تمدن بشری است و این دانش قبل از دوره رنسانس مورد توجه جامعه علمی قرار گرفته بود، اما گسترش آن به ویژه پژوهش های بین المللی در زمینه دانش بومی به اوایل قرن بیستم باز می گردد (شکل ۱). از پیشگامان تحقیقات علمی دانش بومی می توان پزشکان و گیاه پزشکان مشهوری چون ویلیام آ. آلبریچ، آلبرت هوارد، اف.اچ.کینگ، وستن آ.پرای جی.تی. رنچ و رابرت مک گریسون را نام برد.

آنان باور داشتند که گسترش سریع بیماری های قلبی و ریوی، شیوع امراض و آفات گوناگون دامی و کشاورزی در جوامع غربی ناشی از گسترش مواد شیمیایی نو پای آن زمان بوده است. بنابراین آنها از طریق پژوهش های تطبیقی به راه و روش تغذیه و زراعت قبیله های بومی جهان توجه کردند و نتایج مشاهدات خود را در کتاب ها و مقالات متعدد منتشر کردند.

اما با آغاز جنگ جهانی دوم، تحقیقات این دانشمندان تحت تأثیر مسائل جنگ قرار گرفت و کاهش یافت. در سال های بعد از جنگ، بازسازی اروپای جنگ زده از طریق اعتبارات بانک بین الملل بازسازی و توسعه یا بانک جهانی، توسعه صنعتی بیش از پیش به مثابه تنها الگوی رشد تثبیت شد. در طی ده های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ میلادی که اوج اجرای پروژه های عظیم توسعه در کشور های توسعه یافته و در حال توسعه بود، کسی جرأت پیش کشیدن مزایای استفاده از دانش بومی را نداشت؛ زیرا آن را فقط به عنوان روش های سنتی کهنه و عقب افتاده، تلقی می کرد.

اما می توان گفت که بتدریج نشانه های ناپایداری در فرآیند های توسعه صنعتی کم و بیش آشکار شد و مجدداً توجه دانشمندان را به دانش ها و روش های تولید کشاورزی بومی برانگیخت. برای مثال، انتشار کتاب ”بهار خاموش“ اثر راشل کارسون و تأثیرات مخرب کاربرد د.د.ت در کشاورزی شیمیایی، باعث آگاهی عمومی در آمریکا شد و زمینه پیدایش کشاورزی ارگانیک را فراهم کرد.

در ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ میلادی سازمان ملل طی قطعنامه ۱۶۴، سال ۱۹۹۳ را به عنوان ”سال بین المللی مردم بومی جهان“ اعلام کرد. هدف از آن توسعه همکاری های بین المللی به منظور طرح و بررسی مسائل و مشکلات مردم بومی جهان بود. مشکلات مطرح شده در این قطعنامه شامل وضعیت نامطلوب حقوق انسانی، توسعه، آموزش، بهداشت و محیط زیست آنان می شد.

شناخت و ضرورت دانش بومی به جایی رسید که بانک جهانی از این تحقیقات حمایت کرد؛ چنانکه در سپتامبر ۱۹۹۳ کنفرانسی را در واشنگتن دی. سی. برگزار کرد و از تعداد زیادی از رهبران جوامع بومی جهان دعوت به عمل آورد. هدف از برگزاری این کنفرانس آن بود که آیا دانش بومی قادر است تا یک آینده پایدار را برای بشر ایجاد کند؟ از نتایج کنفرانس آشکار شد که دانش منحصر به دانش های رسمی و غربی نیست بلکه هزاران علم و فن در فرهنگ ها و تمدن های سراسر جهان وجود دارد که در توسعه پایدار سهم بسزایی دارند.

در سال ۱۹۹۲ میلادی سه مرکز دانشگاهی دانش بومی بین المللی به نام های ”برنامه توسعه و سیستم های دانش قومی“ و ”مرکز پژوهش بین المللی و شبکه های مشاوره ای“ در هلند و ”مرکز دانش کشاورزی بومی و توسعه روستایی“ در دانشگاه ایالتی آیوا در آمریکا، یادداشت تفاهمی را مبنی بر کمک به تأسیس مراکز تحقیقات دانش بومی در سراسر جهان امضا کردند.

از آن تاریخ تاکنون بیش از ۳۰ مرکز دانش بومی تأسیس شده است که از فعالترین آنها، ”مرکز منابع دانش بومی سری لانکا“، ”مرکز دانش بومی نیجریه“، ”مرکز پژوهش عالی نظام های دانش بومی هندوستان“ و ”مرکز منابع دانش بومی و توسعه پایدار فیلیپین“ را می توان نام برد.

تاریخچه دانش بومی در ایران

از زمان های گذشته در کشور ما تحقیقات و پژوهش های زیادی در زمینه دانش بومی انجام شده است. محققانی همچون جواد صفی نژاد، خسرو خسروی، کاظم ودیعی، مرتضی فرهادی، مهدی طالب، مصطفی ازکیا، محمد حسین پاپلی یزدی، و دیگران تحقیقات سودمندی در زمینه معرفی سنت ها و دانش های بومی ایران به اجرا در آورده اند، اما می توان گفت که در این تحقیقات از یک سوم موضوع دانش بومی کمتر به شکل سیستمی و همه جانبه مطالعه شده است و از سوی دیگر نیز اینگونه تحقیقات نیازمند مراکزی جهت جمع آوری، ضبط، ارزیابی و اشاعه آنها بوده است. از این رو در سال ۱۳۷۸ هجری شمسی مرکز ”تحقیقات دانش بومی“ در دهستان خورهه از شهرستان محلات استان مرکزی با مشارکت معاونت ترویج و نظام بهره برداری وزارت جهاد کشاورزی تأسیس شد. اخبار و دستاوردهای علمی مربوط به این ایستگاه نیز در قالب ”گاهنامه علمی – فرهنگی دانش بومی و توسعه“ منتشر شد. همچنین این ایستگاه در سال ۱۳۸۱ دارای سایت اینترنتی شده و به شبکه های دانش بومی سراسر جهان پیوست.

ویژگی های دانش بومی

دانش بومی، به شکل محلی بوده و ریشه در یک مکان بخصوص و مجموعه ای از تجارب آن محل دارد، توسط مردمی که در این مکان ها زندگی می کنند به وجود آمده و به صورت شفاهی، یا از طریق نقل و نمایش منتقل شده است. نتیجه و پیامد درگیری عملی در زندگی روزمره بوده و دائما به وسیله تجربه و آزمون و خطا تقویت می شود. این دانش بیشتر تجربی است تا نظری و بنا بر خصلت با دیگر دانش ها، از جمله علم جهانی، سهیم و همگام می شود.

ماهیت دانش بومی اساساً کل نگر، کارکردی و عملی بوده و به صورت تمام و کمال در هیچ یک از افراد، مکان ها، فرهنگ ها و جوامع وجود ندارد. با اینکه دانش بومی راهی برای رسیدن به کشاورزی پایدار بوده و در دسترس بومیان و روستاییان منطقه قرار دارد اما از سوی دستگاه های دولتی بی اعتبار شناخته شده و دانش رسمی مورد حمایت نهادها و موسسات علمی است.

آینده نگری، سازماندار بودن، همه پسندی، مشارکتی بودن، استفاده از توانایی عمومی، سازگاری عملیات با طبیعت و خود تنظیمی، سازگاری با نیروی کار فروان و تقاضای کم برای سرمایه، پویایی، سازگاری کامل محلی، پذیرش نظام های تولید متنوع، تأکید بر بقایای منابع و پرهیز از ریسک، تصمیم گیری منطقی، راهبردهای انعطاف پذیر برای موارد اضطراری مثل خشکسالی و قحطی، آمیزش و استخراج کامل روش های تولیدی با نهادهای اجتماعی، و قابلیت آفرینی بالا از ویژگی های دانش بومی است.

دکتر محمد کریم معتمد عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان با اشاره به پیامد تخریب اکولوزیکی در انقلاب سبز و  فشارهای وارده بر جنگل ها، منابع آبی و سایر منابع طبیعی تصریح کرد: اکثر راهکارهای توسعه ای بیرونی براساس فرض های ناصحیح و به دور از واقعیات استواراند که نه از نظر اقتصادی امکانپذیر بوده و نه با شرایط فرهنگی و اجتماعی و اکولوژیکی جوامع مطابقت دارند و به همین دلیل اغلب به حال خود رها شده اند.

وی احداث قنات را از نمونه های درخشان کاربرد دانش بومی در مقابله با تهدید کم آبی دانست و گفت: نظام های دانش بومی، مبنای تصمیم گیری ها در سطح محلی هستند، زیرا که از تلاش مردم محلی برای شناسایی مشکلات و یافتن راه حل ها به کمک نوآوری و آزمون نشات گرفته است (شکل ۲).

معتمد در ادامه افزود: دانشی را که کشاورزان از طریق تجربه عملی در موقعیت های واقعی کشاورزی به دست آورده اند، با دانش حاصل از آموزه های تئوری تفاوت کیفی فراوان داشته و به عنوان مبنایی برای بنیان نهادن علوم جدید در راه دستیابی به توسعه پایدار مد نظر است.

تفاوت های دانش بومی و دانش رسمی

دانش رسمی یا علمی، دانشی است که دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی و موسسات خصوصی به کار می گیرند. این دو دانش با یکدیگر در تقابل نیستند بلکه مکمل هم می باشند، اما از نظر مفهومی، بنیادی و روش شناسی از یکدیگر متمایزند. به این ترتیب اولاً سیستم های دانش رسمی جهانی بوده، به همین دلیل گاهی به نام دانش بین المللی هم خوانده می شوند، زیرا این آموزش ها در اکثر فرهنگ های دنیا ریشه دوانیده است. دوم اینکه دانش های علمی از طریق مشاهدات، تجربیات و شیوه های معتبر مستند شده اند، اما دانش های بومی دارای چنین ویژگی هایی نیستند.

یکی از تفاوت های اساسی میان دانش بومی و دانش علمی در میزان قدرت صاحبان آنهاست؛ چیزی که دارندگان دانش بومی فاقد آن هستند. برخی از دانشگاهیان و بسیاری از مردم بومی به تفکیک دانش بومی از دانش رسمی معتقد نیستند، اما بر این باورند که دانش بومی هنگامی مشروعیت پیدا می کند که با تئوری ها و طبقه بندی های دانش رسمی مطابقت داده می شود.

تفاوت دیگر به روش شناسی آنها مربوط می شود؛ یعنی برخی از دانشمندان تمایل به جمع آوری اطلاعات کمی دارند در حالی که تحقیقات دانش بومی غالباً از نوع کیفی است. دانش رسمی جزء نگر و دانش بومی کل نگر است. با وجود تفاوت های موجود بین این دو دانش نباید آنها را در مقابل هم قرار داد؛ زیرا آنها به دنبال هم و از هوشمندی و خردورزی بشر منشاً می گیرند. دانش رسمی، خود بر تجربه های کهن تکیه زده و در دامن آن رشد کرده است. به عبارتی دانش بومی ما در دانش علمی است

نقش دانش بومی در توسعه پایدار روستایی

روستا و روستانشینی در ایران از دیرینه ای چند هزار ساله برخوردار است و علی رغم تحولات گسترده ای که در نظام استقرار جمعیت دنیا اتفاق افتاده است، روستانشینی هنوز توانسته تا حدودی پایداری خود را در طی قرون متمادی حفظ کند، امروزه نیز با وجود مهاجرت های گسترده روستایی شهری و روند شتابان تبدیل روستاها به شهر که باعث کاهش نسبت جمعیت روستایی در چند دهه اخیر شده است، نواحی روستایی بخش عمده ای از جمعیت و عرصه های طبیعی کشورها را به خود اختصاص داده است، از طرفی نیز جامعه روستایی نقش اساسی در حیات اقتصادی و اجتماعی کشورها داشته است، با توجه به اهمیتی که روستا و زندگی روستایی در کشور ما دارد، برنامه ریزی توسعه روستایی در فرآیند توسعه ملی اهمیت بسیار دارد.

دیدگاه ها و روش های توسعه روستایی به اقتضای شرایط زمانی و مکانی و مسائل مبتلا به نکاتی، مانند افزایش بازده کشاورزی، افزایش دسترسی به امکانات و خدمات، تأمین نیازهای اساسی، افزایش سطح درآمد و کاهش فقر توجه کرده اند. تغییر دیدگاه های توسعه در یکی دو دهه اخیر ضمن آشکار ساختن خلاء مورد اشاره تأکیدی بر این مسئله نیز است که توسعه روستایی باید به عنوان فرآیند و نه تولید نگریسته شود. زیرا نتیجه عمل فرآیندهاست که در طول زمان به تدریج ظاهر می شوند. فرآیند توسعه در چرخه خود براساس شرایط زمانی و مکانی از عوامل مختلف تأثیر می پذیرد و بنابراین باید آن را در ارتباط با عوامل و شرایط مختلف مورد توجه قرار داد.

برای دستیابی به توسعه پایدار، توجه به نظام های دانش بومی اهمیت خاصی دارد و برای کشاورزان و متخصصان کشاورزی نیز حائز اهمیت است. به عنوان مثال، کشاورزان، اطلاعات گران بهایی درباره طبقه بندی خاک های مناطق خود دارند که براساس آنها به کشت محصولات زراعی اقدام می کنند. همچنین، کشاورزان خرده پا دانش زیادی درباره موقعیت بوم شناختی منطقه خود دارند که آنها را در سازگاری با محدودیت های محیطی، کمک می کند. استفاده از دانش بومی سبب کاهش ریسک ناشی از به کارگیری فناوری خواهد شد، زیرا به کارگیری فناوری هایی که از محیط محلی منشا گرفته اند، عدم اطمینان نسبت به کارایی آنها را کاهش می دهد و میزان پذیرش چنین فناوری هایی به میزان قابل توجهی نسبت به فناوری های ناآشنا و غیر بومی بیشتر خواهد بود.

گنجینه دانش مدرن صنعتی بشر کمتر به روش هایی که استفاده بهینه از منابع طبیعی را میسر می سازد، توجه دارد. اگر چه دانش رسمی با شکافتن طبیعت، اجزای آن را بهتر به ما شناسانده و برای غلبه بر آن ابزارهای نیرومند و کارآمدی در اختیار ما قرار داده است، اما شکست برنامه های توسعه و لزوم انواع پایدار آنها جامعه بشری را متوجه نقاط ضعف دانش رسمی و تکنولوژی مدرن و لزوم برخورداری از توسعه پایدار کرده است. امروزه، نیاز به دانشی که کل نگر و جامع باشند احساس می شود. دانش بومی بر خلاف دانش رسمی که جزء نگر و تخصص گرا است، با شناختن روابط بین اجزای طبیعت به صورت همه جانبه نیروهای طبیعی کره زمین را بهتر به ما می شناساند و راه را برای تعامل با طبیعت هموار می کند. پژوهشگران دانش بومی پی برده اند که بومیان بر خلاف آنچه که قبلاً تصور می شد نادان نیستند. دانش ژرف و گسترده بومیان از محیط طبیعی و اجتماعی خود از راه مطالعه نوشته ها بدست نیامده است، بلکه از طریق مشاهده، تفکر و انتقال از نسلی به نسل دیگر حاصل شده است.

پژوهشگران دانش بومی دریافته اند که در بیشتر موارد دانش بومیان در مورد اشیاء و پدیده های طبیعی و اجتماعی از آنچه که در دانشگاه ها قابل کسب است، وسیع تر و جامع تر است. تمرکز بومیان بر روابط بین اجزای طبیعت و کنش و واکنش بین نیروهای آن، دانش آنان را به نگرشی سیستمی و کل نگر تبدیل کرده است. بنابراین، یک کشتزار هر چند کوچک، از دیدگاه یک فرد بومی، بخشی از نظام بزرگ هستی است که از یک سو تحت تأثیر نیروهای طبیعی و ماورا طبیعی و از سوی دیگر تابع باورهاست. این دانش ژرف نسبت به طبیعت و نیروهای آشکار و نهفته آن، بومیان را قادر ساخته است تا نسل های پیاپی خوراک، پوشاک و مسکن خویش را با ابزار ساده خود در طبیعت جستجو کنند. بی شک قدمت و تداوم فرهنگ های بومی در گرو این دانش جامع بوده که بهره برداری پایدار از منابع طبیعی طی قرون متمادی را میسر ساخته است. پژوهشگران دانش بومی معتقدند که توسعه پایدار بدون بهره گیری از دانش بومی و مشارکت بومیان امکان پذیر نیست. امروزه یکی از مهمترین دیدگاه های توسعه و ترویج روستایی، حرکت به سوی کشاورزی پایدار با استفاده از دانش بومی است.

رضا خسروی دانش عضو پژوهشکده تحقیقات گیاهان راهبردی گیلان با اشاره به اهمیت به کارگیری تکنولوژی هایی که از محیط محلی منشاء می گیرند، خاطرنشان کرد: از آنجا که دانش بومی بیشترین سازگاری را با اصول توسعه پایدار دارد، بدون شناخت کافی از ماهیت، نقش و جایگاه آن و نیز حفاظت دانش و حقوق مردم بومی، توسعه پایدار به ثمر نخواهد رسید.

وی با بیان اینکه در کشاورزی پایدار که بر پایه سیستم های طبیعی پایه گذاری می شود، دانش بومی به عنوان الگویی موثر نقش ایفا می کند، افزود: کاربرد روش های کشاورزان محلی از جمله استفاده از ارقام محلی پر بازده و استفاده از فنون مختلف در مبارزه با آفات می تواند در زمینه کاهش سموم و مواد شیمیایی به عنوان یکی از جنبه های کشاورزی پایدار موثر واقع شود.

بسیاری از پژوهش های کشاورزی و روستایی بدون ارتباط مستقیم با روستا و مزرعه و روستایی انجام می گیرد. به همین دلیل با نیازهای روستاییان منطبق نبوده و قابل طرح و اجرا نیست. امروزه برخی از پژوهشگران، با یک یا چند دیدار سیاحت گونه می خواهند موقعیت و شرایط خاص روستا را درک کنند بدیهی است که این گونه دیدارها به ندرت می تواند پژوهشگر را از شرایط واقعی روستا و مسایل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی بسیار پیچیده روستاییان آگاه کند.

با وجود سودمندی ها و مزایایی که مطرح شد، دانش بومی دارای محدویت هایی نیز هست. اگر چه دانش بومی اغلب مدیریت مردم بر منابعشان را تسهیل می کند، ولی باید از هرگونه تمایل رمانتیک و آرمانی بودن دانش بومی اجتناب کرد. دانش بومی در مواردی نابسنده است، خصوصاً در وضعیت تغییرات سریع مثلاً افزایش جمعیت و نیاز به تولید مواد غذایی بیشتر و یا بلایای طبیعی و انسانی نظیر انفجارهای آتشفشانی یا تغییرات شدید سیاسی. در این صورت وضعیتی پیش می آید که معضلات جمعیتی را دشوارتر ساخته و محدودیت هایی را در به کارگیری دانش بومی فراهم می آورد.

برای کاربرد بهینه دانش بومی و تلفیق آن با دانش ها و تکنیک های بیرونی، با کمک از روش های پژوهشی مشارکتی، ابتدا باید به راه حل های بومی رجوع کرد، اگر کارساز بودند، آنها را تقویت و بهبود بخشید و در غیر این صورت از راه حل های بیرونی استفاده و آنها را آزمون کرد. منطقی تر آن است که با نظام مند کردن دانش بومی و تلفیق آن با دانش رسمی از این اطلاعات برای رسیدن جوامع به ویژه مردم محروم و فقیر روستایی به توسعه انسانی و امرار معاش پایدار بهره گرفت و این موضوعی است که در قرن بیست و یکم به وسیله اغلب متخصصان توسعه روستایی در نهادهای علمی، پژوهشی و مدیریتی مورد تأکید قرار گرفت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *